شاه محمود داعى شيرازى
44
نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى )
به نام آنكه جان را فكرت آموخت * چراغ دل به نور جان برافروخت قباى عاشقى دوخت * سراپا جان و دل سوخت او به نام خويش و كتابش نيز اشارت دارد : چراغ روشن علم اليقين است * گل گلزار باغ متقين است زجاجهى كاملين است * هديّهى عين دين است ز روح القدس سير گلشن راز * مسجّل نام اين گل غنچهى باز به دل پيچيده آواز * در اين گلزار آغاز 5 . شرح صاين الدين على بن محمد تركهى اصفهانى ( در گذشتهى 830 يا 835 ه ق ) كه بنا به گزارش شيخ آقا بزرگ تهرانى در الذريعه به سال 1315 هجرى شمسى به طبع رسيده است . آغاز آن چنين است : « بسم الله و به نستعين . شكر و سپاس بىحد و قياس واجب الوجودى را كه وحدت ذاتش به تحديد قوت نظرى در نيايد ، و احصاى ثناى ذات پاكش به قوت بشرى ناسوتى نگشايد . . . كلمهاى چند در تنقيح و توضيح ابيات گلشن راز كه بسى از فحول متاخرين در شرح و بيان آن كوشيدهاند ، نوشته شد . . . » نسخهى خطى اين شرح در كتابخانه مركزى تهران ، افتادگىهايى دارد . 6 . شرح شيخ احمد بن موسى ( متوفى 844 ه ق ) كه نسخههايى از آن در كتابخانهى ملك و مجلس وجود دارد . اين شارح با مبانى تصوف اسلامى و عرفان نظرى آشنا بوده و شعر نيز مىسروده است . در تفسير بيت : توانايى كه در يك طرفة العين * ز كاف و نون پديد آورد كونين مىنويسد : « كاف و نون كلمهى كن است ، و كلمهى كن صورت ارادت